مثل پتک است این نوشته. اگه خوردی نوش جونت. حالشو ببر. اگه هم هیچیت نشد بشین یه دل سیر گریه کن واسه خودت چون مردی. واسه مرده هم گریه میکنن دیگه.
بس نیست؟ بس نست مثل فاحشه ها زندگی کردن و به فاحشه ها فحش و بد و بیراه گفتن؟
بس نست؟ بس نیست مشورت با ترسهایت و همیشه صدای رنجور و نکبت و لرزان او را شنیدن که نه نه بشین. خطرناکه حسن؟
بس نیست؟ بس نیست بر اساس آموزشهایی زندگی کردن که کوچک زندگی کن و بی معنی و هیچ و پوچ بمیر؟
بس نیست؟ بس نیست کشتن همه رویاهایت و حسرت زندگی دیگران را خوردن؟
بس نیست؟ بس نیست مشت کوبیدن و پنجه کشیدن به صورت و اسم آدمهای موفق و از دست دادن همه فرصتها برای موفق شدن؟
بس نیست؟ بس نیست فقط غر زدن و همه رو مسئول بدبختی و وضع فلاکت بار خود دانستن و همیشه خود رو از همه تقصیرها مبرا دانستن؟
بس نیست؟ بس نیست متوسط و این وسطها زندگی کردن که مبادا گربه شاخت بزنه؟
بس نیست؟ بس نیست زندگی بخور نمیر؟
بس نیست؟ بس نیست از اول ماه تا آخرش چشم به آخر برج بودن؟
بس نیست؟ بس نیست تو آرزوها و توهمات کاخ ساختن و تو دود این افیون زندگی رو باختن؟
بس نیست؟ بس نیست این همه ترسو زندگی کردن؟ این همه خفه کردن خودت و استعدادات؟
بس نیست؟ بس نیست؟ بس نیست؟
منتظری چی بشه؟ آهای با توام. با خود تو. این پیام واسه خود تو هست. نه واسه این که بفرستیش واسه کس دیگه ای که ببین چی میگه. اگه میخوای بفرستیش بفرست. اما مال خودته. واسه خود خود تو.
نکنه واقعا مردی. خودتو کشتی. رویاهاتو کشتی. نکنه دیگه امیدی نداری. نکنه خونی واست نمونده. نکنه فکر میکنی جونی نداری. اگه نداری پس بمیر. این چه وضعشه. این بود اون زندگی که میخواستی؟ این اون کسی بود که همیشه تو ذهنت پرورشش میدادی؟ این بود اون قهرمانی که همیشه عاشقش بودی و منتظرش بودی؟ منتظر چی هستی لعنتی. د پاشو واسا لعنتی. دیگه کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا دیوونه نمیشی؟ چرا از شدت درد عربده نمیزنی؟ چرا نمیفهمی که همه چیزتو داری از دست میدی؟ چرا دردت نمیگیره. چقدر بی حس شدی؟ چقدر بی رگ شدی؟
نمیشنوی صداشو؟ آره حق داری نشنوی. بیچاره دیگه نا نداره. بس که فریاد زده که توی لعنتی صداشو بشنوی دیگه صداش در نمیاد. صدای رنجورشو که تو رو صدا میزد. هنوزم با همه ناامیدیش بازم ته دلش یه نوری از امید سوسو میزنه. هنوزم یه چیزی از یه جایی بهش میگه شایدشاید این مرده زنده بشه. این خواب بیدار بشه. شاید شاید و گاهی همه جونشو جمع میکنه با زجه و دردو التماس صدات میکنه. از یه جایی تو وجودت صدات میکنه. گاهی صداش میاد بالا و میشنوی اما مسخرش میکنی. تحقیرش میکنی و پوزخند میزنی که اینو ببین من قهرمانشم. تو حق نداری انقدر بی رحم باشی. میخوای باشی؟ باش. باشو بمیر.
باورت میشه همه قهرمانا یه جاهایی یه وقتایی حال و روزشون مثل حالای تو بوده؟. یه جاهایی مایوس شدن. یه جاهایی جا زدن. یه وقتایی ترسیدن. یه زمان هایی بوده که به بن بست، به ته خط رسیدن. اما هیچ چی نتونست متوقفشون کنه. همه قهرمانها قبل از قهرمانی واسه دیگران قهرمان خودشون بودن.
عزیزم، همه دنیا، همه کائنات، همه زمین و آسمون منتظر توان که پاشی. به عظمت و جلال و جبروت و کبریائیت خداوند سوگند، تو بیهوده نیستی. تو گل سر سبد آفرینشی. خود خدا و همه هستس مشتری تو هستند. تو خواستنی ترین موجود عالمی. تو چیزی داری که همون چیز تو رو منحصر بفرد کرده. چیزی که هیچ کس دیگه ای اون رو نداره و فقط اختصاصی مال تو و در ید اختیار تو هست. مثل تو مثل اون پادشاه قدر قدرتیه که میخوابه و در خواب میبینه که بدبخت و فقیر و فلک زده هست و برای برون رفت از این نکبت دنبال راه حل میگرده. تازه اگه بگرده چرا که شاید این سرنوشت جعلی رو باور کرده و دست از هر تلاش و تقلایی برای در اومدن از این کثافت و لجن برداشته. بابا هیچ کار نمیخواد بکنی. فقط بیدار شو. فقط بیدار شو. تو داری کابوس می بینی. اینی که زندگی تصورش کردی. اینی که فکر میکنی حقیقت تو هست فقط یه خواب آشفته هست. به خدا قسم این فقط یه خوابه. باورش نکن. بلند شو. بیدار شو. پاشو وایسا پاشو تو رو خدا پاشو.
نگو کجای من شبیه قهرماناس. هر کی شبیه خودشه. هر کسی خودشه. یه مدلیه. مدل خودتو باور کن. خودتو بپذیر. خودتو باور کن. عظمت خودت رو شکوه خودت رو باور کن و قهرمانت رو از اسارت زنجیر اژدها بیرون نجات بده. گمش کردی گمش کردی استعداداتو که سلاح قهرمانته. ببین چی داری همون نقطه قوتو میگم. قضاوتش نکن فقط بهش اعتماد کن.
بیخیال تمسخرها. بیخیال تحقیر ها. بیخیال دیده نشدن ها. بیخیال طرد شدن ها.
دنیا رو که نگاه میکنم پر شده از آدمهای متوسط و آدم متوسط یعنی آدم مرده. آدمهای برده. آدمهای اسیر. آدمهای کوچک و حقیر. ولی وای امان از روزی که انسانی برخیزد. خودش را باور کند. کاش میدانستی که تو کی هستی. کاش میدونستی چه عظمتی داری. کاش باور میکردی چه بی نهایتی در تو به کنج انزوا رفته و تو داری در محدودیت و تنگنا و بدبختی با همه قدرتت و عظمت و شکوهت آروم آروم به گور نزدیک میشی.
یالا پاشو قهرمان یالا پاشو.
انتخاب با توست. پیامی واضح تر از این ؟
این آخریش بود. دیگه بعد از این هیچی نمیشه و همه چیز تمومه. گور سرد ناامیدی و بدبختی یا ظهور قهرمان و زندگی شکوهمندانه. تو لایقشی. تو از اول برنده آفریده شدی. پاشو و به خودت نشون بده که کی هستی.
ببین. عزیز.
باور کن هیچ مانعی وجود نداره و تو خودت حجاب خودتی.
بغضتو درک میکنم و اشکهاتو میفهمم. مشت گره کردتو. چشم تنگ شدتو. دندون به هم فشردتو هم میبینم. شروع میشه؟ شروع میشه تولد تو؟ این راه جدید زندگی توئه.
به خدا توکل کن و بسم الله رو بگو که همین الان، همین لحظه وقتشه. همین الان.
قربونت برم. عاشقتم. دوست دارم و . . .